علم ديدگاه امام خمینی(ره)
علم اين موهبت و هديه گرانبهاي
الهي به بشريت, که به وسيله آن انسان ها بر همه مخلوقات الهي برتري يافتند, موضوعي
است که قرآن کريم و رسول اکرم (ص) و اهل بيت (ع) همواره انسان ها را به آن توجه
داده و اهميت و عظمت آن را گوشزد کرده اند.
امام خميني (ره) نيز با الهام از آيات قرآن کريم و سخنان گهربار معصومان (ع), سخن
هاي نغز و مهمي ارائه کرده که اين مقاله به آن پرداخته و به اين نتيجه رسيده است
که ايشان بر فرمايش رسول گرامي اسلام (ص) که فرمودند: «مهم ترين و با ارزش ترين
علم, علم به الله و توحيد الهي, علم به اصول عقايد, علم به احکام, و اخلاق است و
ساير علوم در صورت سودمند بودن در تقويت ايمان با ارزشمند», تأکيد داشته است. علم
و دانش از موهبت هاي الهي و بهره هاي پر ارزش انساني است, و از مشخصه ها و برتري
هاي فرزندان آدم در ميان مخلوقات الهي به شمار مي رود. در بيان اهميت و ارزش علم و
عالم, رهبران ديني و علماي الهي سخنان حکمت آموزي گفته اند. پيامبر اکرم (ص)
پرچمدار علم و معرفت و رسول وحي الهي نيز فرمود:
إنما
العلم ثلاثة: آيةُ محکمةُ أو فريضةُ عادلةُ أو سنةُ قائمةُ و خلاهنَّ فهو فضل , علم سه قسم است,
نشانه اي محکم و استوار (عقايد), واجب راست (احکام), سنّت پا بر جا (اخلاق) و غير
اينها زيادي است. [1]
فقيه و عالم معاصر, رهبر کبير
انقلاب اسلامي ايران امام خميني (ره) نيز با الهام از آيات قرآن کريم و سخنان
گهربار معصومان (ع), سخنان با ارزش و مهمي درباره علم, درکتب حديثي خود و نيز در
سخنراني هاي مختلف ارائه کرده که اين مقاله به آن پرداخته است و بر اساس فرمايشات
ايشان مجموعه اي از گفتار و نوشتار ايشان را به صورت ذيل دسته بندي کرده است:
الف)
تعريف و اهميّت علم
قرآن کريم و روايات ائمه معصومان
(ع) توجهي به اين اصل بنيادي جهان هستي يعني علم و معرفت دارند, آيات قرآن کريم
آموزش علم به انسان را به خداوند نسبت مي دهد و حتي به ابزار نوشتن قسم ياد مي
کند. گفتار معصومان (ع) نيز در ارزش علم و عالم و فوايد آن بسيار است.
امام (ره) به روش خويش به بيان و تعريف و توضيح مفهوم علم و اهميت آن از ديدگاه ـ
قرآن و احاديث ـ پرداخته, که در جاي خود بسيار دقيق و عالمانه است. و در يک تقسيم
بندي و با استفاده از حديث گرامي رسول اکرم (ص) علم را به سه قسم بيان کرده است:
(آية محکم) که همان عقايد و جهان بيني انسان است و يا واجبات راست, که اصول و
احکام است و (سنّت قائمة) که منظور اخلاق و رفتار انساني است.
امام (ره) علم را از سربازان عقل دانسته و مي نويسد: علم غيز از عقل است, زيرا عقل در انسان مجرد است و مقابل آن قوا واهمه است که آن نيز مجرّد مي باشد, البته تجرّدي غير تجرّد عقلي است. [2]
سپس ايشان با نقل قول حکيم
فرزانه, ملاصدرا در رابطه با شؤون عقل و جهل, مي فرمايد:
علم و جهل در اين مقام, از شؤون آن دو حقيقت يعني (عقل و قوا واهمه) است, پس شأن
عقل علم است, زيرا که عقل حقيقت مجرد غير محجوبه است و به برهان پيوسته, اين
حقيقت, عاقل و عالم است. ايشان در اهميت علم از ديدگاه قرآن کريم مي نويسد: چنانچه
در تشرف آدم (ع) مي فرمايد: و علّم آدم الأسماء کلّها (بقره, 2/ 31) در اينجا تعليم
اسما را سبب تقدّم او بر صنوف ملائکة الله قرار داد. و فضل او ـ انسان ـ را بر
ملکوتيان به دانش و علم و تعلّم اسما اثبات فرمود و اگر چيزي در اين مقام از حقيقت
علم بالاتر بود, خداي تعالي به آن تعجيز فرمود ملائکه را, و تفضيل داد ابوالبشير
را. از اين مطلب معلوم مي شود که تعليم اسما از طرف خداي متعال به جناب آدم
ابوالبشر (ع) از هم علوم بالاتر بوده و به همين دليل علم به حقايق اسما و آموختن
آن از طريق براهين و مفاهيم و کليات امکان پذير نيست و براي هر کس حاصل نمي شود. و
در فرازي ديگر از سخنان امام (ره) و با اشاره به اولين آيات کريم نازل شده از
آسمان يعني, آيات اوليه سور علق که مي فرمايد: إقرأ باسم ربک الذي خلق. خلق
الانسان من علق. إقرأ و ربک الاکرم. الذي علم باقلم. علم الانسان ما لم يعلم.
(علق, 96/ 1ـ 5)
در رابطه با اهميت بي نظير و بي
همتاي علم مطالب با ارزشي مطرح کرده, و اين آيات شريفه را دليل بر پيشوايي علم بر
تمامي فضايل مي دانند که خلاصه آن چنين است:
آن که در بدو نزول وحي و مفتتح کتاب کريم خود, پس از نعمت خلقت, نعمت علم را گوشزد
رسول خود فرمود. پس اگر فضيلتي بالاتر از علم متصوّر بود, مناسب بود آن را فرموده
باشد.
آن که وجه تناسب بين آيات شريفه در اين سوره آن است که مقام قدرت خود را مي خواهد
گوشزد کند که از يک ماده کثيفه متعفّنه, يک موجود شريف عالمي خلق فرمود که اشرف
کائنات است و اگر علم اشرف فضائل انساني نباشد, در اين مقام ذکر آن مناسب نباشد.
حضرت امام (ره) با اشاره به تفسير فخر رازي که مي نويسد:
حق تعالي در اين آيات, خود را به اکرميت توصيف فرموده و تعليم را بر آن مرتب
فرموده , مي نويسد: پس معلوم مي شود أکرميت حق تعالي براي تعليم علم است و اگر
چيزي افضل از علم بود, مناسب بود در اين مقام ذکر شود. همچنين در اين آيه شريفه,
خلقت انسان به ربّ محمد (ص) نسبت داده, و ربّ محمد (ص) چنانچه در علم اسما مقرر
است اسم جامع اعظم است و اين اسم اعظم مبدأ خلقت انسان کامل است و خداي تبارک و
تعالي از غايت تشريف علم و عظمت آن, خلقت او را نيز به ربّ محمد (ص) نسبت داده که
اين نشان? شرف و عظمت علم است.
اما م (ره) در رابطه با اهميت علم و اين که جهان وجود, جهان علم و معرفت است و
تمامي موجودات از ذره هاي کوچک جمال تا نبات و حيوان و انسان, خالي از علم نيستند
و به اندازه وجودي خود از علم بهره مند هستند, مطالب فراواني مطرح کرده, به قرآن
کريم اشاره دارد و مي نويسد: در قرآن کريم حق تبارک و تعالي در بسياري از آيات به
صراحت, علم موجودات و تسبيح آن ها را از ذات مقدس حق اعلام فرموده است. و بالجمله,
علم و خصوصاً علم به الله و اسما و صفات و آيات ذات مقدس و علم به آنچه مربوط است
با حق تعالي از اعظم فضايل است و هم چنين علم به طرق براهين و فنون استدلالات و
علم به مهلکات و منجيات و علم به سنن و آداب و شريعت مطهره الهيه از مطلوبات غيريه
است که به واسطه آن ها علم به الله حاصل شود, چه تمام علوم و شرايع حقّه و اعمال
موظفه و آنچه مربوط به علم اديان است, يا اولا و بي واسطه, يا ثانيا و بالواسطه,
به علم به الله بر مي گردد.[3]
ب) ماهيت علم
بيان اين که ماهيت علم چيست و
معناي علم در کلام معصومان (ع) کدام است,امام (ره) به روايتي که در کتاب کافي از
امام کاظم (ع) از رسول الله (ص) نقل شده استناد مي کند. شايد فرمايش حضرت از مهم
ترين سخناني است که در آن پيامبر گرامي اسلام (ص) حدّ و حدود علم و ماهيت آن را
بيان فرموده است. متن حديث نقل شده از کتاب کافي چنين است:
عن ابي
الحسن موسي (ع) قال: دخل رسول الله (ص) المسجد فإذاً جماعة قد أطافوا برجل, فقال:
ما هذا؟ فقيل: علامة, فقال و ماالعلاّمة؟ فقالوا له: أعلم الناس بأنساب العرب و
وقائعها و أيام الجاهليّة و الاشعار العربيّة, قال: فقال النبي (ص): ذاک علم لا
يضّر من جهله و لا ينفع من علمه, ثم قال النبي (ص): إنمّا العلم آية محکمة أو
فريضة عادلة أو سنة قائمة, و ما خلاهنّ فهو فضل.
ترجمه:
رسول الله (ص) وارد مسجد شد, جماعتي را مشاهده فرمود که اطراف مردي حلقه زده اند,
حضرت (ص) فرمود: اين کيست؟ گفته شد: ايشان علاّمه است. فرمود (ص): علامه است, يعني
چه؟ گفتند: او داناترين مردم به معرفت اصل و نسب هاي عرب و دانا به وقايع روزگار
(جاهليت) و اشعار عربي است, همه اينها را خوب مي داند. پيامبر (ص) فرمودند: اين
علمي است که از ندانستن آن و جهل به آن ضرر وزياني نرسد و از علم آن سودي حاصل
نشود. همانا علم منحصر به سه چيز است: آيه محکمه يا فريضه عادله و يا سنّت قائمه:
يعني (نشانه استوار, يا واجب است و يا سنّت پا برجا) و غير از اينها زيادت است. [4]
حضرت امام (ره) در توضيح اين حديث
شريف, کلام مفصلي دارند, که به دليل اهميت آن, خلاصه اي از آن بيان مي کنيم: بدان
که پيش از اين ذکر شد که انسان به طور اجمال و کلي داراي سه نشئه و صاحب سه مقام و
عالم است: اول: نشئه آخرت و عالم غيب و مقام روحانيت و عقل. دوم: نشئه برزخي و
عالم توسط بين العالمين و مقام خيال. سوم: نشئه دنيا و مقام ملک و عالم شهادت است.
و از براي هر يک از اينها کمال خاصي و تربيت مخصوصي است و عملي مناسب با نشئه و
مقام خود است و انبياء (ع) متکفّل دستور آن اعمال هستند. پس کليه علوم نافعه منقسم
شود به اين سه علم: علمي که مربوط است به کمالات عقليّه و وظايف روحيّه, و علمي که
راجع به اعمال قلبيه و وظايف آن, و علمي که راجع به اعمال قالبيّه و وظايف نشئه
ظاهري نفس است.
سپس امام (ره) در توضيح مطالب خويش در بخشي ديگر, مي افزايد:
اما علومي که تقويت و تربيت عالم روحانيت و عقل مجرّد را کند, علم به ذات مقدس حق
و معرفت اوصاف جمال و جلال و علم به عوالم غيبيّه تجرّديّه از قبيل ملائکه و اصناف
آن, از اعلي مراتب جبروت اعلي و ملکوت اعلي تا اخيره ملکوت اسفل و ملائکه ازضيه و
جنود حق ـ جلّ و علاـ و علم به انبيا و اوليا و مقامات و مدارج آنها و علم به کتب
منزله و کيفيّت نزول وحي و تنزّل ملائکه و روح, و علم به نشئه آخرت و کيفيت رجوع موجودات
به عالم غيب و حقيقت عالم برزخ و قيامت و تفاصيل آنها و بالجمله علم به مبدأ وجود
و حقيقت و مراتب آن و بسط و قبض و ظهور و رجوع آن. و متکفل اين علم پس از انبيا و
اوليا (ع) فلاسفه و اعاظم از حکما و اصحاب معرفت و عرفان هستند.
1- خمینی، روح الله موسوی، تحریرالوسیله، تهران، انتشارات امام، ج1.
2- خمینی، روح الله موسوی، تحریرالوسیله، تهران، انتشارات امام، ج1.
1- خمینی، روح الله موسوی، تحریرالوسیله، تهران، انتشارات امام، ج1.
1- خمینی، روح الله موسوی، تحریرالوسیله، تهران، انتشارات امام، ج1.